سقوطِ بی صدا
· 31 خرداد · شهر
سالهاست
خودش را نمیشنود.
آدمها
با جیبهای خالی
از کنار زخمها رد میشوند.
امید
هر روز
کمی بیشتر
به شوخی شبیه میشود.
عادت پرچمیست
که باد دیگر نمیبیندش.
و ما
از تاریکی نمیترسیم؛
از خو گرفتن میترسیم.
حقیقت
گاهی آرام میمیرد
بیآنکه کسی بفهمد.
گاهی
جهان از درون میریزد
بیآنکه سقفی فرو بریزد.
«اوقات»