نشستنِ نور بر وقتِ انسان
· 7 مرداد 16:17 · زمان همیشه با کفشهای عجولش از روی لحظههای ما رد میشود؛ گاهی آنقدر تند که حس میکنیم فصلها بدون ما ورق خوردهاند. اما همین گریختنِ زمان، همین نابههنگامیِ همیشگی، در دلش یک راز روشن دارد: جهان فقط با ساعتها پیش نمیرود، با نور هم حرکت میکند؛ نوری که گاهی دیر میرسد، اما وقتی میرسد، همهچیز را از نو معنا میکند.
زندگی همیشه با ما هماهنگ نیست؛ گاهی دیر میرسیم، گاهی زود، گاهی درست وسطِ سکوت. اما همین ناهماهنگیهاست که ما را وادار میکند چشمهایمان را دوباره باز کنیم، مسیر را دوباره بسنجیم، و بفهمیم که نور همیشه راهی برای نشستن پیدا میکند — حتی اگر پنجره دیر باز شده باشد.
آینده، چیزی نیست که از بیرون به ما برسد؛ آینده همان لحظهایست که نور را میپذیریم، حتی اگر زمان از دست رفته باشد.