عــشــق !
· 26 فروردین · خواندن 2 دقیقه عشق، واژهای است که در قاموس قلب انسان، صدها رنگ و هزاران صدا دارد. گاه چون شرارهای ناگهانی، چشمها را خیره میکند؛ در یک لحظه، دل را به آتش میکشد و در تب و تابِ دیداری، غرقِ هیجانِ کشفِ زیباییِ ظاهری میشود. این عشق، همچون پروانهای است که بر گلِ تازهای نشسته؛ لطیف، زیبا، اما شکننده و گذرا. عطرش مست میکند، رنگش دل میبرد، اما بالهایش تابِ تحملِ بادهایِ تندِ گذرِ ایام را ندارد.
گاهی دیگر، عشق چون طوفانی است ویرانگر؛ آمیخته با خواهشهایی سوزان و نگاههایی که گویی درمییابند تمامِ وجودِ طرف مقابل را. این عشق، شورمند و پرهیاهو است، مرزها را درمینوردد، و در هم تنیدگیِ دو روح در هیجانی عمیق را فریاد میزند. اما گاه، در اوجِ همین هیجان، خطرِ خاموشی وجود دارد؛ چون آتشی که ابتدا شدید شعله میکشد و سپس در نبودِ سوختِ تازه، خاکستری بیش باقی نمیگذارد.
و هست عشقی که چون نسیمی ملایم، دل را نوازش میدهد؛ عشقی برآمده از همراهی، از نگاههایِ آشنا، از درکِ سکوتهایِ یکدیگر. این عشق، همدمِ روز است، پناهِ شب؛ آشیانهای گرم که در آن، اضطرابها آرام میگیرند و دل، جایِ امنی برایِ خویش مییابد. این عشق، با لبخندی در چشمانِ یاری، با لمسی از دستِ گرما، با "بودن"ِ بیمنت، معنا مییابد. این عشق، ریشههایِ عمیقی در خاکِ زندگی مشترک دارد و ثمرش، آرامشی است ماندگار.
اما در ورایِ همهیِ اینها، فراتر از هر رنگ و هر صدا، حقیقیترین و نابترین عشق، در انتظارِ کشف است. عشقی که نه شرارهای زودگذر است، نه طوفانی هیاهوگر، و نه حتی نسیمی دلنشین؛ بلکه اقیانوسی است بیکران. این عشق، تواناییِ دیدنِ روحِ عریانِ دیگری را دارد؛ دیدنِ پشتِ تمامِ نقابها، حفرههایِ پنهان، و زخمهایِ دیرین. این عشق، نه تنها زیباییهایِ آشکار، بلکه تاریکیها را نیز در آغوش میکشد و با نورِ تسلیم و پذیرش، آنها را در خود حل میکند.
این عشقِ اصلی، هرگز تمام نمیشود؛ چون مدام تغذیه میشود از ایثار، از فداکاری، از رفاقتِ عمیقِ روحها. در این عشق، "من" و "تو" حل میشوند در "ما"یی که از هر دویِ ما بزرگتر و کاملتر است. این عشقی است که در سکوتِ همراهی، در نگاهِ عمیقِ همدلی، در درکِ بیقید و شرط، و در رشدِ مشترکِ دو موجودِ رو به تعالی، خود را متجلی میسازد. این، همان عشق است که خانه را نه در چهار دیواری، که در قلبِ دیگری مییابد؛ همان عشقی که در نهایت، ما را به خودِ واقعیمان، به خدا، نزدیکتر میکند. این، تجلیِ عشقِ الهی در زمین است.