اسپانیا
· 20 تیر · خواندن 1 دقیقه دیشب بعد از برد اسپانیا مقابل بلژیک، یادم افتاد ده سال پیش که برای فرصت مطالعاتی در اسپانیا بودم و همراه «آلخاندرو» به الکلاسیکو رفتیم.
آن روز برای من فقط یک بازی نبود؛ تصویری کوچک از کشوری بزرگ با اختلافهای عمیق بود.
اسپانیا همیشه میان دوگانهها حرکت میکند:
درگیری ها و کشمکش های عمیق بین کاتالانها و دولت مرکزی، بین بحثهای استقلالطلبانه و هویت ملی، بین سیاستهایی که مردم را دو دسته میکند.
اما همان روز، در خیابانها و مترو و ورزشگاه، چیزی دیدم که سیاست نمیتواند از بین ببرد:
آدمهایی که با وجود اختلافها، کنار هم میخندند، آواز میخوانند، و برای ۹۰ دقیقه، یک پرچم مشترک را بالا میبرند.
در نیوکمپ، کنار خانوادهها و پیرمردهای عاشق فوتبال، فهمیدم که اسپانیا شاید در سیاست چندپاره باشد، اما در فوتبال… یکپارچه میشود.
بعد از بازی، شهر مثل یک جشن بزرگ بود؛ کاتالان، مادریدی، مهاجر، دانشجو—همه در یک خیابان، یک صدا.
دیشب هم بعد از برد اسپانیا، آلخاندرو پیام داد و گفت:
«با اینکه کشور ما همیشه بحث سیاسی دارد و بین خودمان درگیری داریم، اما فوتبال هنوز میتواند ما را کنار هم بنشاند.»
و من دوباره فهمیدم:
گاهی یک بازی، کاری میکند که سیاست از پسش برنمیآید.