اولین بخش از نظریه «امکان»

اوقات اوقات اوقات · 17 تیر · خواندن 2 دقیقه

خب طبق قولی که قبلاً دادم در موضوع ارائه نظریه امکان، سعی کردم که به زبان خودمانی و عامیانه این نظریه فلسفی رو در اینجا تشریح کنم.

«فلسفه مثل نرم‌افزار می مونه که می‌تونه زندگی رو برامون شکل بده، تنظیم کنه و در یک مسیر درست قرارمون بده.»

در اولین بخش از نظریه امکان، رفتم و اون بخش های از گفته های هایدگر رو که مربوط به نظریه خودم هست رو در این اینجا قرار دادم.


🌱 هایدگر چی می‌گه؟

هایدگر توی کتاب «هستی و زمان» دنبال یک چیزه:

اینکه ما آدم‌ها چطوری هستیم؟ یعنی بودنِ ما چه شکلیه؟

برای همین میاد یک موجود خاص رو بررسی می‌کنه:

اسمش رو می‌ذاره دازاین (یعنی همین انسانِ خودمون).

حالا نکته‌ی مهم اینه:

⭐ دازاین = موجودی که همیشه «در حال شدن» و «در حال امکان» است

یعنی چی؟

یعنی انسان هیچ‌وقت کامل نیست، هیچ‌وقت بسته نیست، هیچ‌وقت تمام‌شده نیست.

ما همیشه می‌تونیم انتخاب کنیم، تغییر کنیم، مسیر عوض کنیم، خراب کنیم، بسازیم، بهتر بشیم، بدتر بشیم.

هایدگر می‌گه:

آدمیزاد یعنی امکان.

نه «چیزی که هست»، بلکه «چیزی که می‌تواند باشد».

🌿 امکان یعنی چی؟

هایدگر می‌گه:

۱) انسان همیشه جلوتر از خودش حرکت می‌کنه

یعنی چی؟

یعنی ما همیشه داریم به چیزی که می‌تونیم بشیم فکر می‌کنیم.

آینده‌مون، تصمیم‌هامون، انتخاب‌هامون.

۲) انسان همیشه در حال انتخابه

حتی وقتی انتخاب نمی‌کنه، داره انتخاب می‌کنه.

(این جمله‌اش معروفه.)

۳) انسان یعنی «باز بودن»

یعنی هیچ‌کس از قبل تعیین‌شده نیست.

تو هر لحظه می‌تونی مسیرت رو عوض کنی.

۴) مرگ = پایانِ امکان

هایدگر می‌گه مرگ اون‌جاست که دیگه هیچ امکانی باقی نمی‌مونه.

یعنی دیگه نمی‌تونی انتخاب کنی، تغییر بدی، بهتر بشی یا بدتر.

این دقیقاً همون چیزیه که ما می‌خواهیم در ادامه روش بحث کنیم.

🌾 چرا امکان این‌قدر مهمه؟

چون هایدگر می‌گه:

معنای زندگی از همین امکان‌ها میاد.

اگه امکان نبود، زندگی هم معنایی نداشت.

اگه همه‌چیز از قبل تعیین شده بود، ما فقط یک ماشین بودیم.

🌻 یک مثال خیلی ساده

فرض کن داری توی یک کوچه راه می‌ری.

هایدگر می‌گه:

تو فقط «در حال راه رفتن» نیستی

تو داری «امکان‌های آینده‌ات» رو حمل می‌کنی

تو می‌تونی بپیچی، برگردی، وایسی، ادامه بدی

این «می‌تونی»ها همون امکانه

و تا وقتی این «می‌تونی»ها هست، تو زنده‌ای.

🌙 جمع‌بندی خیلی خودمونی

هایدگر می‌گه:

آدمیزاد یعنی امکان

زندگی یعنی انتخاب

آینده یعنی چیزی که هنوز نشده ولی می‌تونه بشه

مرگ یعنی وقتی دیگه هیچ امکانی باقی نمونده

و این دقیقاً همون هسته‌ایه که من توی نظریه‌ ام گرفتم و تبدیلش کردم به یک جهان‌بینی کامل.

در پست های آینده قراره از سایر مکاتب و اندیشمندان که با نظریه امکان تلاقی موضوعی دارند، رو اینجا قرار میدم.

امیدوارم که خیلی روان و قابل فهم و عامیانه توضیح داده باشم. اگر سوالی باشه در خدمت هستم.