هیچ

اوقات اوقات اوقات · 6 خرداد ·

از دلِ من آغاز شد،

وقتی فهمیدم

جهان

نه روشن است

نه تاریک—

فقط

چیزی‌ست میانِ دو پلک

که هنوز تصمیم نگرفته

باز بماند

یا بسته شود.

فکرها

مثل پرندگانِ بی‌نام

از شانه‌ام بلند می‌شوند

و در آسمانی پرواز می‌کنند

که شاید

اصلاً وجود ندارد.

و من

در میانه‌ی این پروازِ بی‌صدا

به این نتیجه می‌رسم

که شاید

تمامِ زندگی

تلاشی‌ست

برای یادآوریِ چیزی

که هیچ‌وقت

فراموش نکرده بودیم.

«اوقات»