بمان...

اوقات اوقات اوقات · 24 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

بمان

حتی اگر تمامِ این آرامش‌ها،

فریبِ یک طوفانِ پیش‌رو باشد.

بمان...

حتی اگر تمامِ وعده‌هایت،

مثلِ ردِ پایِ برف،

با اولین وزشِ باد از بین بروند.

می‌دانم...

که گاهی سکوتت،

از فریادهایت سنگین‌تر است،

و گاهی رفتنت،

به بهانه‌ی «بهتر شدن»،

فقط شکستی است در دلِ تمامِ ما.

اما نگو «جدا شویم»...

این کلمه،

بویِ خاکِ قبر می‌دهد؛

بویِ تمامِ فرداهایی که شاید،

هرگز نرسند.

من با همین دلِ شکسته،

و همین باورِ نصفه‌نیمه به تو،

در ایستگاهِ انتظار مانده‌ام؛

چرا که می‌دانم...

اگر فردا نباشیم،

حتی یک «ببخشیدِ» ساده هم،

برایِ جبرانِ این بی‌وفایی،

کافی نخواهد بود.

«اوقات»