جنگ افکار

اوقات اوقات اوقات · 23 فروردین · خواندن 1 دقیقه

کاش میشد آتش بس را در افکارم حاکم کنم !

اسلام آباد کجایی که بیایی و پا در میانی بنمایی و این افکار درگیر جنگ را نیز آتش بسی برقرار نمایی و خودت را وسط بیاندازی ! نتیجه مهم نیست ! همین که آتش بسی برقرار شود و افکار درگیرم را از گیس و گیس کشی های شبانه رها نمایی خودش منفعتی بسی شگرف خواهد داشت.

یکی از افکارها که به تازگی متولد شده است و بسی شیطون وضع می باشد از سر و کول این منطق مادر مرده بالا و پایین می پرد و منطق پیر و فرتوت را به شدت کلافه نموده است !

آن یکی افکار را که همه زندگی را در مشغله امور کاری خلاصه نموده است بعد از دو تایم ۸ ساعته کار کردن آمده است و بر ابر خاطرات می‌خواهد قدری خستگی بِدَر کند که افکار شیطون مگر می‌گذارد!

یکی دیگر از افکار هایم که همش در توهم عشق و عاشقی است و از خود احساسات در می‌کند در میان این دو همچون بچه یتیمی گوشه ی زیر زمین خانه مغز کز کرده و آخر شب ها فیلش یاد هندوستان می نماید و در این تایم خلأ به وجود آمده دفترش را باز می کند و ک..شعر می سُراید.

فی الواقع در این مثلث سمی این من هستم که این وسط گرفتار شده ام !

من جنگ اعصاب نمی خواهم من می‌خواهم فقط زندگی کنم و آرامش داشته باشم ... همین.