سکوت نیمه شب
· 21 فروردین · در سکوتِ شب،
هر آنچه از جهان باقی مانده،
تنها گرمایِ نفسهایِ توست...
گویی زمان،
در مرزِ نگاههایِ بلند،
به لرزشِ بیصدا باز ایستاده؛
تا لحظهای که،
در میانِ اشتیاقی بیپایان،
بوسهای از لب،
تمامِ کلماتِ ناتمامِ عشق را،
به کمال میرساند.
و در این لحظهیِ مکنون،
تنها آغوشِ توست که پناهگاهِ من است؛
و تنها تویی که،
در تکرارِ این بوسه،
تمامِ معنایِ زندگی را به من میآموزی.