«وبلاگ و ولاگ؛ دو راه در یک مسیر»
· 21 تیر · خواندن 2 دقیقه وبلاگ و ولاگ دو راه برای روایت جهاناند؛ یکی جهان را مینویسد، دیگری جهان را نشان میدهد.
وبلاگ از جنس فکر است؛ از جنس جملههایی که آهسته ساخته میشوند، از جنس تأمل، از جنس سکوتی که پشت هر پاراگراف ایستاده.
بلاگر کسیست که جهان را با کلمات میچیند؛ تجربه را میگیرد، آن را میجَوَد، پالایش میکند و در قالب متن به مخاطب میدهد. این محتوا معمولاً ماندگار است؛ سالها بعد هم میشود آن را پیدا کرد، خواند، فهمید و دوباره با آن ارتباط برقرار کرد.
اما ولاگ از جنس حضور است؛ از جنس تصویر، صدا، انرژی، لحظه.
ولاگر کسیست که جهان را همانطور که هست نشان میدهد؛ بیواسطه، بیتأخیر، با ضربانِ واقعی زندگی. مخاطب در ولاگ نه فقط محتوا را میبیند، بلکه فرد را میبیند؛ چهره، لحن، رفتار، حتی مکثها.
این محتوا سریع دیده میشود، سریع پخش میشود و سریع اثر میگذارد. و مخاطب بیشتری هم دارد.
و درست همینجا یک نکته مهم وجود دارد: در بسیاری از وبلاگها — مخصوصاً در پلتفرمهایی مثل بلاگ بلاگیکس — بخش بزرگی از نوشتهها در قالب روزمرهنویسی منتشر میشود.
این روزمرهنویسیها، هرچند متن هستند، اما در ذات خود ولاگاند؛ چون هدفشان انتقال لحظه است، نه تحلیل.
نویسنده در اینجا دیگر بلاگرِ تحلیلی نیست؛ او تبدیل میشود به روایتگرِ روزمره، به کسی که زندگیاش را همانطور که هست ثبت میکند.
این یعنی مرز بین بلاگر و ولاگر همیشه روشن نیست؛ گاهی بلاگر دارد ولاگ مینویسد، فقط بدون دوربین و با وسیله کلمه و متن یا شاید عکسی در کنار نوشته.
در نهایت، تفاوت این دو در ابزار نیست؛ در نوع حضور است. بلاگر جهان را توصیف میکند، ولاگر جهان را نشان میدهد.
بلاگر با فکر دیده میشود، ولاگر با حضور.
بلاگر در سکوت مینویسد، ولاگر در لحظه زندگی میکند.
و هر دو، به شیوه خود، بخشی از حافظه و ضربان اینترنتاند.
کلمه، آهسته میسوزد و میماند.
تصویر، تند میدرخشد و پخش میشود.
و انسان، میان این دو، راهی میسازد که فقط مخصوص خودش است.
«اوقات»