نظریه « پایان امکان »

اوقات اوقات اوقات · 15 تیر · خواندن 1 دقیقه

چند سالی است که دارم روی یک نظریه کار میکنم، این نظریه‌ی فلسفی با عنوان «پایانِ امکان» حاصل مطالعه‌ی تطبیقی میان چند سنت فکری بزرگ است: اگزیستانسیالیسم هایدگر، حکمت متعالیه‌ی ملاصدرا، فلسفه‌ی سیاسی و اخلاقی افلاطون، الهیات اسلامی و مدل‌های شناختی معاصر.

در این پژوهش، مفاهیم بنیادینی همچون امکان، اختیار، مرگ، عدالت، آزمون، و تکامل نفس از دل این منابع استخراج و در قالب یک دستگاه نظری تازه بازآرایی کرده ام.

نظریه‌ی «پایانِ امکان» تاکنون در هیچ کتاب، مقاله یا منبع دانشگاهی به این صورت یکپارچه مطرح نشده است.

«انتشار این نظریه با نام مستعار و خارج از قالب‌های رایج دانشگاهی، در امتداد سنتی است که متفکرانی چون کی‌یرکگور، اسپینوزا و نیچه بنا نهادند؛ سنتی که در آن اندیشه پیش از آنکه در نهاد رسمی پذیرفته شود، در فضای آزاد و شخصی شکل می‌گیرد و رشد می‌کند.»

هدف از معرفی این نظریه، دعوت به گفت‌وگو، نقد، و توسعه‌ی این نظریه در میان علاقه‌مندان فلسفه‌ی دین، فلسفه‌ی وجودی، و مطالعات میان‌رشته‌ای است.

موافقان اعلام کنند تا سر فرصت این نظریه که مربوط به خودم هست رو در وبلاگم انتشار بدم.