«تعادل»
· 14 تیر · خواندن 1 دقیقه گاهی فکر میکنم آدمها بیشتر از آنکه با آرزوهایشان تعریف شوند، با چیزهایی که تحمل میکنند ساخته میشوند.
آرزوها زیبا هستند، بلند، روشن…
اما تحملها، آن بخشهای تاریک و بیصدا، جاییست که شخصیت واقعی آدم شکل میگیرد.
آدم ممکن است بخواهد مهربان باشد، اما اگر نتواند رنج دیگران را تحمل کند، مهربانیاش فقط یک نقاب است.
آدم ممکن است بخواهد قوی باشد، اما اگر نتواند شکست را تحمل کند، قدرتش فقط یک نمایش است.
آدم ممکن است بخواهد آزاد باشد، اما اگر نتواند تنهاییِ آزادی را تحمل کند، آزادیاش فقط یک خیال است.
شاید انسان همان چیزیست که «در سکوت، در تاریکی، در لحظههای بیدفاع» تحمل میکند.
نه آنچه بلند میگوید، نه آنچه آرزو میکند، نه آنچه برای دیگران نمایش میدهد.
شاید حقیقت آدمها در همان لحظههاییست که هیچکس نمیبیند.
آرزوهایمان ما را زیبا میکنند،
اما تحملهایمان ما را واقعی میکنند،
و میان این دو، انسان شکل میگیرد.
«اوقات»