پرنده روح

اوقات اوقات اوقات · 20 فروردین · خواندن 1 دقیقه

و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند كه حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد؟

و مگر نه آنكه خانه‌ تن راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه‌ روح آباد شود؟

و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، كه كره‌ زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟

و مگر از درون این خاك اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز كرمهایی فربه و تن‌پرور برمی‌آید؟

پس اگر مقصد را نه اینجا، در زیر این سقفهای دلتنگ و در پس این پنجره‌های كوچك كه به كوچه‌هایی بن‌بست باز می‌شوند نمی‌توان جست، بهتر آنكه پرنده‌ روح دل در قفس نبندد.

پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر. پرستویی كه مقصد را در كوچ می‌بیند، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.

«شهید آوینی»