اخلاق ساختاری سیّال
· 30 خرداد · خواندن 1 دقیقه اخلاق، وقتی از سطح قضاوتهای روزمره فاصله میگیری و آن را در بستر ساختارهای اجتماعی و تاریخی بررسی میکنی، بیشتر شبیه یک سازوکار تنظیمکننده است تا مجموعهای از اصول ثابت؛ سازوکاری که هر جامعه برای حفظ نظم، هویت و انسجام خود آن را بازتعریف میکند.
این تضاد نشان میدهد که اخلاق، بیش از آنکه درباره «خوبی و بدی» باشد، درباره مرزهایی است که جامعه برای حفظ تصویر مطلوب خود از جهان ترسیم میکند؛ مرزهایی که با تغییر قدرت، تغییر رسانه، تغییر نسل و تغییر حساسیتها جابهجا میشوند.
بنابراین اخلاق نه یک معیار مطلق، بلکه چارچوبی سیّال است که هر فرهنگ آن را مطابق روایت خود از انسان و جهان میسازد، و آنچه ما «اخلاقی» مینامیم، در نهایت بازتابی از زاویه نگاه ماست، نه حقیقتی تغییرناپذیر.
اخلاق،
آیینهای است که هر کس تصویر خودش را در آن میبیند—
نه حقیقتی که از بیرون آمده باشد.